"و آنگاه چشم برمی داری و می بینی جهان دگرگونه است"
از نوشته های قدیمی یافته شده در ایران
برای اینکه بدانید حال و هوای اکنون که سال ۲۰۲۲ است چگونه هست باید این پیش زمینه ی کوچک را داشته باشید. جریان از آنجا آغاز شد که:
پس از رمزگشایی یک کتیبه ی باستانی در سال ۲۰۱۰ در سبزوار، بر جهانیان آشکار گردید که گروهی از ایرانیان در ۱۵۰۰ سال پیش به دانش بسیار پیشرفته ای دست پیدا کرده بودند که آن را از دید مردم به دور نگه داشته بودند.این گروه از ایرانیان بر اساس تحقیقات انجام گرفته نام "اسکل" ۱را برای حزبشان انتخاب کرده بودند.
نوشته ها همگی به فارسی نوشته شده بود و در آن علوم فراوانی کشف شده بود. باور کردنی نبود ولی ایرانیان در ۱۵ فرن پیش فهمیده بودند که جهان ۱۵ میلیارد سال عمر دارد و مفاهیم فیزیکی دشواری مانند فیزیک کوانتوم را کشف کرده بودند. این گروه از دانشمندان این کارها را به طور زیرزمینی و به دور از دید مردم انجام می دادند و برای همین هیچ کس از وجود آن ها باخبر نبود. در کنار کتاب ها و کتیبه ها یک آزمایشگاه نیز قرار داشت که همگی این ها در عمق ۳۰ متری زمین کنده شده بود.
پس از پیدا شدن این متون ارزشمند، نگاه بسیاری از دانشمندان و متفکران جهان به ایران و زبان پارسی دوخته شد و با سرعتی باورنکردنی تعداد زیادی شروع به یادگیری این زبان کردند و کتاب های بسیاری در این زمینه به وسیله دانشمندان ایرانی نوشته شد و کلاس های آموزش زبان فارسی در همه جای جهان پر گردید. هر کسی که به دانش و رازهای عالم علاقه داشت، زبان پارسی را لازمه درون شدن به دانش گیتی می یافت.
در کنار این نوشته ها نام های همه اعضای تاریخی اسکل نوشته شده بود. شگفت آور آن که آخرین نام , نام امیرکبیر بود! ما با تازه ترین تحقیقات خود دریافته ایم که در دوره ی ناصر الدین شاه مهد علیا در عشق به یک اسکل شکست می خورد و از روی کینه توزی انجمن را لو می دهد و ناصرالدین شاه را به کشتن امیرکبیر ترغیب می کند. او نیز همه ی اسکل ها را از بین می برد و این پایان دوران طلایی اسکل و آغاز دوران تاریک استعمار کثیف است. امیرکبیر در آن زمان تا آنجا پیش رفت که نخستین دانشگاه اسکل ها را ساخت که به دارالفنون می شناسیم. دار الفنون در واقع کوتاه شده ی "دیوان اسکل های رده اول لامکان فهیم نوجوان و ناتوان" بوده است! و ما پس از اطلاع از این جریان برای بزرگداشت آن اسکلهای ارجمند دانشگاه را از نو بازسازی کردیم که امروزه در دانشگاه های برتر جهان مقام نخست را داراست. درحالیکه دانشگاه های ویران شده ی آکسفورد و هاروارد در رده ی ۲۵۲۱ و ۲۵۲۲ ام دانشگاه های برتر جهان هستند.
من و دوست خوبم اربابیران چندین سال تمام را روی این نوشته ها وقت گذاشتیم و کتابی را با نام " کلید بازگشایی کیهان در ایران" نوشتیم که برای ۱۲۲ هفته در فهرست کتاب های پرفروش نیویورک تایمز بود. البته این برای زمانی بود که هنوز زبان انگلیسی زبان جهانی بود و ما ناچار بودیم کتاب ها و نوشته هایمان را به انگلیسی برگردانیم. امروزه دیگر نیازی به این کارها نیست. چون ۷۵ درصد آدمیان یا به فارسی چیرگی کامل دارند و یا دست و پا شکسته آن را می فهمند. خب از ۱۲ سال پیش تا حالا ایران هم بسیار فرق کرده است و جمهوری کیهانی ایران شکل گرفته. سرزمین های بسیاری هم به خواست مردم آنها به خاک ایران ضمیمه شده از جمله آذربایجان و ترکمنستان و تاجیکستان و ...
شاید با خود بگویید چگونه این همه تغییرات؟! حق هم دارید. ده سال زمان کوتاهیست. ولی پیدا شدن آن نوشته های علمی به زبان فارسی دلیل همگی این تغییرات نبود. داستان پیچیده تر از این حرف ها بود. ورود یک کیهانپیما از اعماق گیتی درست یک سال پس از پیدا شدن متون باستانی در ایران به کارها سرعت بیشتری داد و دیری نپایید که فارسی جهانگیر شد. شاید باز هم بپرسید چرا؟ خب در ادامه داستان می بینید.
در آن متون پیدا شده در خاک ایران، بخشی وجود داشت به نام "گفتگوی کیهانی" که من و اربابیران پس از یک سال تلاش چیزی از آن دستگیرمان نشد. مثل اینکه نوشته ای بود درباره ی یک زبان کیهانی که همه ی جهانیان به آن سخن می گویند.
پس از به زمین نشستن آن کیهان پیمای پیل پیکر در نزدیکی سبزوار دوباره چشم جهانیان به ایران و این شهر دوخته شد. چرا از این همه جا در کره ی زمین، اینجا را انتخاب کرده بود؟ هنوز دلیل آن روشن نبود . با اجازه ی دولت ایران، چندین گروه نظامی از آمریکا و روسیه و چین وارد ایران شدند و دورتادور آن جسم ناشناخته را محاصره کردند تا اگر خطری از سوی این گوی، زمین را تهدید کرد، زمینیان با کمک یکدیگر آن را نابود کنند. پس از چند روز محاصره ناگهان پیام های رادیویی از درون آن گوی ناشناخته به زمینیان مخابره شد. دانشمندان ناسا و دیگر گروه ها هر کاری کردند از دریافت مفهوم آن پیغام ها عاجز ماندند. من و اربابیران که که در آن زمان برای پژوهش روی نوشته های باستانی در آنجا به سر می بردیم دست به کار شدیم و من پیام های رادیویی را با کامپیوترم به برنامه تبدیل کردم و روی کاغذ چاپ کردم. پیام ها از ۰ و ۱ های متوالی ساخته شده بود که از کنار هم گذاشتن آن ها چنین خطوطی پدیدار می شد:

تصویری از صفحه اول پیام های رادیویی فضاپیما
در آن روز تاریخی من و اربابیران رو به روی هم نشسته بودیم و یک میز شیشه ای میانمان بود. اربابیران که علاقه ی بیشتری به نوشته های باستانی داشت، مشغول بررسی آن ها بود و من هم آن سوی میز داشتم خطوط کیهانی را زیر و رو می کردم. که ناگهان چشمم به برگی در دست اربابیران افتاد و در ذهنم جرقه ای زد! پریدم هوا پام خورد میز شکست. اربابیران گفت: هووو، باز دوباره چرا وحشی شدی؟ وقتی ورق را دید، خودشم مثل من قاطی کرد و یک دور، دور تا دور اتاق برره ای رقصید!
پیام های کیهانی همگی به یک نوع ویژه فارسی نوشته شده بودند! وقتی با کلید پیدا شده در متون قدیمی توانستیم آن را بخوانیم. آن نوشته این بود:
سلام بر انسان های زمینی
وقتی این پیام به بیهامی رسد، ۱۵۰۰ سال از اولین تماس ما با شما می گذرد. در این ۱۵ قرن ما دانش فراوانی کسب کرده ایم و بر آن شدیم شما دوستان زمینی را هم از آن ها مطلع کنیم. چرا که دانش کیهان، مختص یک نژاد نیست و برای همه است. ما زبان فارسی را به خوبی یاد گرفتیم. پس بر آن شدیم این زبان را زبانی جهان کنیم که همگی جانداران هوشمند به آن تکلم کنند.
و من و اربابیران که زبان پارسی را به خوبی می دانستیم به سرعت پیام ها را ترجمه و رمزگشایی کردیم و آن ها را در ایران به کار بستیم. کشورهای دیگر تا آمدند به خودشان بجنبند، هزاران سال از ایران عقب افتادند. آن ها برای یادگیری دانش های نو باید پارسی می آموختند و ما نیز که بخیل نیستیم! بهشان یاد دادیم ولی هنوز هم ایران خیلی از آن ها پیش تر است.
پس از آن ماجرا ها من و اربابیران به خاطر نقش اساسی در بازگشایی پیام فرازمینی بسیار مشهور شدیم و گفتنی سری توی سرها در آوردیم. این یک معرفی نامه ی کوچک ماست.
اربابیران:

اربابیران به آرزوی دیرینه اش رسید و با آرای ۹۹.۸ ٪ رییس جمهورِ جمهوری کیهانی ایران شد. مقتدرترین کشور تاریخ بشر. اساس حکومت رو هوا بود و به همین دلیل نامش را جمهوری کیهانی گذاشتیم. جمهوری کیهانی ایران، یگانه پیشرو در همه ی زمینه های دانشی و اقتصادی است و گرفتن ملیت ایرانی از آرزوهای هر غربی به شمار می رود.
هادیران:

علامت انجمن دوستی بین سیاره ای(۲)
پس از آن پیام فرازمینی، یک سازمان جهانی در زمین ساخته شد به نام انجمن دوستی بین سیاره ای یا ادب که به پیشنهاد دیگران، هادیران به عنوان مدیر کل سازمان ادب برگزیده شد. وظیفه ی این نهاد آن است که تمدن های کیهانی ناشناخته را بیابد و سیاست کلی آن ایجاد صلح و دوستی میان هوشمندان است. ما تا کنون توانسته ایم با یکی از این تمدن ها دوست شویم .
ا. اسکل کوتاه شدی "انجمن سری کارشناسان لایق" است.
۲. این نشان به دست اربابیران طراحی شده و مشمول قانون کپی رایت است. تخلف کننده به موجب بند ۱۲۷ قانون کیهانی یرای ۵۰ سال به سیارک آیدا ۲۴۳ تبعید می شود.


